X
تبلیغات
رایتل
چهارشنبه 14 آذر‌ماه سال 1386

نازنینم!

تو، آن فرشته ای که با آمدنت به روزگارم رنگ مهر و وفا بخشیدی

دفترچه ی خاطرات قلبم را که خالی از عشق و یکرنگی گشته بود، سرشار از

عشق و محبت کردی.

من، که در کوچه پس کوچه های این روزگار، گم گشته ای بودم ناگاه

با جرقه ی نگاه تو ، ای بهترینم ، پیدا شدم

تو، با گرمی دستانت، با لطف بی کرانت، با عشق آسمانیت، با مهربانی بی دریغت

روح زندگی را با کلام شیرینت نثارم کردی !

در جاده ی زندگی شانه به شانه روانه شدیم به سوی فردا !

به سوی فردای من و تو ...به سوی فردای ما. راه دشواری است ، اما حضور محکم و

استوارمان ، شیرینترین و آسانترین راه است برای با هم بودن و با هم ماندنمان.

زیبا، اکنون با عطر نفس هایت زندگی را معنا خواهم کرد ...با طنین صدای دلنشینت ،

روزها را شب ...و شب ها را روز خواهم کرد.

آری تو آن فرشته ای که واژه به واژه عشق و مهربانی را به من آموختی !

نازنیم ! زیباترینم ! نگارم! بهارم! حضور گرم و همیشگی ات را هزاران هزار بار سپاس 

می گویم

تقدیم به نازنینم فروغ